حسین به کربلا می رود تا دریچه رحمت الهی شود.

خُنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش

                                 و نماند هیچش الا هوس قمار بازی

امروز طلوع عشق حسینی در معرکه بندگی الهی ست.

کربلا راهیچ واژه ای تفسیر نمی کند الا محض محبت حق،اصلا مکتبش مکتب فوران محبت به حق است،والبته محبت بی معرفت محال است.

فهم کربلا دریا دلی می خواهد تا این دریای معرفت کمی درک شود.

برنامه خدا جدا کردن خبیث از طیب است، و زیر آسمان خدا و روی زمین او این امر بدون امتحان ممکن نیست.

یعنی صحنه کربلا صحنه بروز یک امتحان درخشان است.

امتحان اضطراب دارد و در همه حرکات و سکنات امام اضطراب خوب امتحان دادن وجود دارد و دشمن اصلا نمی فهمد که در صحنه امتحان است.

راستی من و تو متوجه این امتحان هستیم.