دعا

آیت الله جوادی آملی: خیلی از ما در بسیاری از موارد بیچاره محضیم و باید به کسی تکیه کنیم، آیا به کسی تکیه کنیم که قدرتش محدود است و می‌گوید ببخشید دستم بند است، فرصت ندارم، به دیگری قول دادم، مقدورم نیست، تو در شرایطی هستی که با هم رابطه نداریم و ...؟ فلک و مَلَک حرفشان همین است،‌ می‌گویند ما محدودیم و قدرت نداریم، باید به کسی تکیه کنیم که قدرتش قدرت مطلقه باشد و بتواند نالایق را لایق کند؛

 

داد او را قابلیت شرط نیست

بلکه شرط قابلیت داد اوست

 

با یک فیض استحقاق می‌آفریند و با فیض دیگر به مستحق پاسخ می‌دهد؛

 

با یکی فیضش گدا آرد پدید

با دگر بخشد گدایان را مزید

 

یک چنین موجودی می‌تواند خدا باشد، یعنی کسی که مضطر محض را نجات می‌دهد. او قدرت مطلقه‌ای است که محدود نیست. نمی‌توان گفت چون من لیاقت ندارم پس او نمی‌دهد او می‌تواند نالایق را لایق کند، او «مبدل السیئات بالحسنات» و «غافر الخطیئات» است، هر زشتی را می‌تواند زیبا کند، این گونه از براهین در هیچ جای عالم نیست، فقط در لسان انبیا است.

 

دعا خواندن غیر از دعا کردن است

 

آیه شریفه‌ »أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَّا تَذَکَّرُونَ» گفت: «أم» در ابتدای آیه أم منقطعه و به معنی «بل» است؛ یعنی دیگران خدا نیستند و فقط کسی خدا است که بتواند مشکل مضطر را حل کند. حرف جناب زمخشری هم که الف لام «المضطر» را الف لام جنس می‌داند نه استغراق، ناصواب است.

 

هیچ مضطرّی نگفت یا الله مگر این‌که جواب شنید منتهی گاهی موارد است که انسان با اضطرار چیزی را می‌خواهد که به مصلحتش نیست؛ (عسی أن تحبوا شیئا و هو شرّ لکم)‌، و چون مصلحت نیست خدا به او نمی‌دهد، اما نباید گفت خدا جواب نمی‌دهد چون بهترش را می‌دهد. اگر همان مصلحت بود همان را می‌دهد، اگر نه، چیز دیگری می‌دهد، اگر به چیز دیگری نیاز نداشت سیئه‌ای از سیئاتش را می‌آمرزد و اگر بی‌سیئه بود حسنه‌ای بر حسناتش می‌افزاید.

 

اینکه گفتند دستی که به طرف خدا دراز شد به صورت بمالید، انبیا این کار را می‌کردند، وجود مبارک امام سجاد علیه السلام این کار را می‌کرد، گاهی به سر می گذاشت می بوسید و می بوئید، در دادن صدقه به افراد هم این کار را می‌کرد و می‌فرمود این دست خالی برنگشت به خاطر این است که هیچ دعایی نیست مگر این که مستجاب است.

خداوند در سوره مبارکه بقره می‌فرماید «وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»، این لسان مطلق و وعده تام است. کسی که گوشه چشمی به قبیله، فامیل، مقام و منصب دارد مشرک در دعا است. خداوند در این آیه چندین بار خود را نشان داده است ولی ما از او فاصله گرفته و چشممان به دیگری است. کسی که به او ظلمی شده، اگر از طرفی به قبیله و عشیره،‌ قدرت خود و به رشاء و ارتشاء و به دستگا قضا نظر دارد و یک «یا الله»ی هم می گوید، معلوم است که خدا را نخواسته است، ممکن نیست کسی خدا را بخواند و جواب نگیرد.

/ 0 نظر / 5 بازدید