غایبِ حاضر

درد فراق یار را من به بیان و گفتگو        شرح نمی توان دهم نکته به نکته  موبه مو

جامه صبر بر درم چند در انتظار او           قطعه به قطعه نخ به نخ تار به تار پو به پو

می طلبم نشان از هرکه رهم نمی دهد   گفته به گفته دم به دم دسته به دسته موبه مو

تاکه کنم سراغ از او می گذرم به هر طرف    خانه به خانه جابه جا کوچه به کوچه  کوبه کو

غیبت بمعنای عدم ظهور است نه عدم حضور.

بعضیی چیزها اساسا فیبت پذیر نیستند معنی ندارد خورشید غیبت کند بالاخره روز می شود و خودش را نشان می دهد.امام زمان هم مانند خورشید درخشندگی وظهور دارد،اصلا این جنس غیبت بردار نیست بلکه در متن زندگی من و تو قرار دارد،مگر خدا غیبت دارد در دعای عرفه یدل الیک میخوانیم: ایکون لغیرک من الظهور ما لیس لک حتی یکون هوالمظهر لک متی غبت حتی تحتاج الی دلیلٍ

آیا بجز تو چیز دیگری ظاهر است تا بخواهد تورا هویدا کند،اصلا کی پنهان بوده ای تا نیازمند به راهنمایی باشد که نشانی تورا بدهند.

مگ می شود خدا غایب باشد.ما از بس چشمانمان را بسته ایم و فقط به طبیعت و ماده نگاه میکنیم خدا را نمی بینیم.

با صد هزار جلوه برون آمدی که من       با صد هزار دیده تماشا کنم تورا

غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور     پنهان نگشته ای که هویدا کنم تورا

مشکل از من است نه از خدا.

حجت خدا،خلیفه خدا،صفات خدا را دارد.

پس اظهرالاشیاء و هویداترین چیزهاست.

مشکل از من است نه از خدا.

اپیامبر(ص)وامام صادق(ع) از امام زمان به خورشید تعبیر کرده اند او مانند خورشید درخشندگی دارد.

دعای ندبه را بخوانید:بنفسی انت من مغیب لم یخل  منا

بنفسی انت من نازح مانزح من تو پنهان شدی و از ما غایب نیستی دوری و از ما دور نیستی.

آقا از خود ما به ما نزدیک تر است

یار نزدیک تر از من به من است      وین عجب تر که من از وی دورم

به تعبیر دیگر:

گفتم که روی خوبت ازما چرا نهان است       گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

 

/ 0 نظر / 7 بازدید