سزای توهین به علما

قدیم در اصفهان حاکمی(استاندار) بود که در حال مستی به یکی از علمای بزرگ اصفهان به نام «حاج اقا کرباسی»که در اصفهان مدفون است اهانت می کند و این عالم بزرگ در دل اورا نفرین می کند .
در اثر نفرین او شاه حاکم را عزل می کند و بعد از مدتی به فلاکت می افتد.
آن عالم برای او نامه ای نوشت وبا یک شعر او را بیچاره کرداو نوشت :
دیدی که خون ناحق پروانه شمع را
                                             چندان امان نداد که شب را سحر کند
در قدیم برای روشنایی از شمع استفاده می شد پروانه ها دور شمع می چرخیدند و می سوختند  سحر نشده خود شمع هم می سوخت و تمام می شد
آن قدر گرم است بازار مکافات عمل
                                              دیده گر بینا بود هر روز روز محشر است

/ 1 نظر / 28 بازدید
کلاه قرمزی

هر چیزی از کلاه قرمزی میخواین دیالوگ های زیبا عکس هایی که جای دیگه نیست بازی اندروید اخبار جدید و ... [قلب]